دریا و رودخانه ی زیبا


سری به وب ذهن مسموم یک دیوانه ورازبیداری بزنید


داستانی ازسعدی







روزی سعدی که کودک خردسالی بود، در دکان پدرش ماند تا او برای نماز به مسجد برود.
مرد شیادی به مغازه مراجعه کرد و به سعدی گفت:
ـ اگر انگشتری را که بر دست داری به من بدهی، یک سیر خرمای شیرین به تو خواهم داد
سعدی به سادگی انگشتر را از انگشت خود بیرون آورد و به مرد شیاد داد.
وقتی پدرش برگشت و ماجرا را فهمید، گفت:
ـ ای فرزند! تو امروز فریب مرد شیادی را خوردی و انگشتر گرانبهای خود را که سی سکه طلا می ارزید، از دست دادی.
سعدی شروع به گریستن کرد، ولی پدر دست نوازش بر سر او کشید و به ملایمت گفت:
ـ این بار گذشت، و گذشته را نمی توان تدبیر کرد؛ تیری که از چله کمان درآمده باشد، چاره پذیر نیست و نمی توان آن را بازآورد. پس بکوش از امروز به بعد، فریب شیادان را نخوری.
□□□
● عاطفه و ترحم در کودکان
روزی سعدی از مکتب خانه برمی گشت. فقیری سالخورده راه را بر کودکان بست و از آنها صدقه خواست. آن مرد فقیر می گفت:
ـ ای آقازادگان! به من بینوا کمک کنید که روزگاری سرهنگ سپاه اتابک ـ فرمانروای فارس ـ بودم.
سعدی از مشاهدهٔ آن مرد دچار وحشت شد و به گریه افتاد. چون به خانه آمد، موضوع را برای پدر تعریف کرد.
پدرش سری تکان داد و گفت:
ـ روزی که من او را در زندان دیدم، هیچ فردی جرأت نداشت که سخنی برخلاف رأی او بر زبان آورد؛ اینک به این وضع افتاده است.
ای فرزند! روزگار همیشه بر یک پایه نمی گردد.

سه چیز را با احتیاط بردار:

قدم،قلم، قسم!

سه چیز را پاک نگه دار:

جسم،لباس،خیال

از سه چیزکار بگیر:

عقل،همت، صبر! 
از سه چیز خود را دورنگهدار:

افسوس، فریاد، نفرین!

سه چیز را آلوده نکن:

قلب، زبان، چشم!

اما سه چیز را هیچ گاه فراموش نکن:

خدا، مرگ و دوست

تصاویر شخصیت های کارتونی نقاشی شده

تصاویر شخصیت های کارتونی نقاشی شده|www.shadifun.com
تصاویر شخصیت های کارتونی نقاشی شده|www.shadifun.com

تصاویر شخصیت های کارتونی نقاشی شده|www.shadifun.com
تصاویر شخصیت های کارتونی نقاشی شده|www.shadifun.com
تصاویر شخصیت های کارتونی نقاشی شده|www.shadifun.com

شلوار مکعبی


میاد پیشتون با خوشحالی

باب اسفنجی

عاشق آبه این تپلی

باب اسفنجی

نداریم دوستی به این خوبی

باب اسفنجی

اسفنج کوچیک دندون خرگوشی

باب اسفنجی

باب اسفنجی

باب اسفنجی

باب اسفنجی

شلوار مکعبییییییییییی ها ها ها



باب اسفنجی


شخصیت اصلی کارتون باب اسفنجی است. ماجرای داستان در شهر زیردریایی بیکینی باتم جریان دارد. او در یک فروشگاه تهیه مواد غذایی همبرگر سرخ کن است و به کار نسبتاً ساده و یکنواخت خود بسیار علاقه‌مند است. شخصیت باب اسفنجی با رفتارهای بدور از هرگونه آلایش کودکانه کاملاً مطابقت دارد. در محیط کار و زندگی خود با یک هشت‌پا که دارای شخصیتی خودخواه است و یک ستاره دریایی به نام پاتریک که عاری از هرگونه هوش و استعداد است تماس نزدیک دارد. صاحب رستوران یک خرچنگ دریایی به نام آقای خرچنگ است که آزمند و عاشق پول و مال‌اندوزی است. از دیگر شخصیت‌های کارتون می‌توان از سندی (سنجاب ماده‌ای که با استفاده از محفظه هوا در زیر آب زندگی می‌کند) و پلانگتون که می‌خواهد فرمول همبرگرهای آقای خرچنگ را بدزدد و همیشه نقشه‌هایی می‌کشد که شکست می‌خورد، لری هم یک شخصیت کوتاه در فیلم باب اسفنجی می باشد. دیگر شخصیت‌های باب اسفنجی گری حلزون باب اسفنجی و خانم پاپ معلم مدرسه قایقرانی و انگل دریایی قهرمان (مرد دریا) و پسر صدفی دو قهرمان کارتونی تلویزیونی و محبوب باب اسفنجی و پاتریک اشاره کرد.

ماجراهای هر قسمت مستقل از سایر قسمت‌ها بوده و در رساندن مفهوم خود از انواع امکانات دیداری از قبیل نماهای نزدیک اشیا و احساسات چهره، استفاده از تصاویر واقعی، امکانات صوتی مانند بهره‌وری از تکه‌های موسیقایی و عمدتاً گفتارهای طولانی استفاده می‌کند. کارگردانی این فیلم را استافن هلنبرگ بر عهده دارد.


 

 



http://1.civa.netne.net/up/727fa59ddefc.jpg